تهران؛ نه یکدست، نه آشفته
تهران بهواسطه تنوع تاریخی، اجتماعی و کالبدی محلههایش نمیتواند و نباید یک زبان بصری کاملاً یکسان داشته باشد.
اما تنوع، بدون چارچوب مشترک، میتواند به آشفتگی بصری منجر شود؛ همانطور که یکسانسازی افراطی نیز میتواند تفاوتها و هویت محلهها را کمرنگ کند.
راهحل میتواند در ایدهی «وحدت در عین تنوع» باشد:
- یک زبان مشترک برای خوانایی، مقیاس، نظم و نظام علائم شهری
- ویژگیهای متناسب با هر پهنه و کارکرد
- امکان بیان هویت تاریخی و اجتماعی در سطح محله
در چنین مدلی، تهران یک زبان مشترک دارد، اما با یک لحن واحد صحبت نمیکند.
برای مثال، در محور تاریخی بهارستان میتوان استانداردهای معاصر گرافیک محیطی را با عناصر تاریخی و پالت رنگی متناسب با مکان ترکیب کرد؛ نه بازسازی گذشته، بلکه ترجمه هویت تاریخی به زبان امروز.
هدف این است که شهروند هنگام عبور از محلهای به محله دیگر، تفاوتها را ببیند اما بیقاعدگی را تجربه نکند.
به نظر شما، مهمترین چیزی که باید در سراسر تهران یکسان باشد چیست و چه چیزهایی باید به هویت هر محله واگذار شود؟