رنگ؛ زبان بصری محلههای تهران
هر محله فقط با نام و آدرسش شناخته نمیشود؛ معماری، مصالح، تاریخ، خاطرات و زندگی اجتماعی آن نیز بخشی از هویت مکان است.
رنگ میتواند این ویژگیها را به یک زبان بصری قابل تشخیص تبدیل کند؛ به شرطی که از خودِ محله الهام بگیرد، نه اینکه صرفاً یک رنگ به آن تحمیل شود.
برای مثال، در عودلاجان میتوان از رنگ و مصالح معماری تاریخی الهام گرفت؛ در گِلهاک از باغها و ساختار تاریخی محله؛ و در بهارستان از تاریخ، معماری و تحولات اجتماعی آن.
بنابراین هدف، رنگارنگ کردن تهران نیست؛ هدف این است که هر محله بتواند خودش را در سیمای شهر معرفی کند.
پیشنهاد «اطلس رنگ و هویت محلههای تهران» میتواند گامی برای ایجاد تعادل میان وحدت شهری و تنوع هویتی محلهها باشد؛ نظامی که رنگ را در تابلوها، مبلمان، نشانههای ورودی، کفسازی و عناصر فرهنگی به بخشی از هویت مکان تبدیل کند.
به نظر شما اگر محلههای تهران زبان رنگی مخصوص خود را داشته باشند، آیا خوانایی و حس تعلق شهروندان به محله بیشتر میشود؟