هر محله؛ یک روایت، هر دیوار؛ یک داستان
آیا دیوارنگاریهای تهران باید در تمام شهر یک زبان و یک تصویر تکراری داشته باشند؟
تهران مجموعهای از محلههایی با تاریخ، معماری، فرهنگ و خاطرات متفاوت است. پس طبیعی است که دیوارنگاری هر محله نیز از خودِ آن مکان الهام بگیرد.
در یک رویکرد محلهمحور، ابتدا باید هویت بصری و تاریخی محله شناخته شود و سپس هنرمند، زبان تصویری متناسب با آن را طراحی کند.
بهارستان میتواند روایتگر تاریخ مشروطه و تحولات سیاسی تهران باشد؛ گِلهاک میتواند از باغها، قناتها و زندگی محلهای خود بگوید؛ و محلههای دیگر نیز داستان منحصربهفرد خود را داشته باشند.
در این نگاه، دیوارنگاری فقط برای زیباتر کردن دیوار نیست؛ بلکه میتواند به حافظه بصری، حس تعلق و هویت شهری کمک کند.
ایده «تهران؛ شهر روایتهای دیواری» میتواند آغاز مسیری باشد که در آن هر محله، داستان خودش را روی دیوارهای شهر روایت میکند.
محتوای بومی + زبان طراحی معاصر = دیوارنگاری هویتمحور
به نظر شما کدام محله تهران ظرفیت بیشتری برای شروع چنین پروژهای دارد؟